عنوان ندارد

خرید بک لینک

برایش در نامه ای نوشته بودم. از پریشونی برایش نوشته بودم :

سلام نبض!

می شود بخندی، حرف بزنی، شعر بخوانی، کتاب برایم بخوانی و من.... من همین جور خیره خیره و بدون هیچ سخنی....بدون هیچ حرفی یک دل سیر نگاهت کنم؟! فقط نگاهت کنم. آخر سر هم که دیدم سیر نمی شوم یک گاز از لپ یا بازویت محکم بگیرم و فرار کنم....چون قطعا دردت می آید و طول می کشد بفهمی این از محبت های خرکی من است.

می شود نبض؟!

و در آخر نوشته بودم که منتظرت بمانم؟!

جمله ی آخر به من فهماند که چقدر خسته بودم. چقدر.....


برچسبها: نامه هایی برای نبض, کرو
+ کروکودیل نوشت چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۶ 1:34 کروکودیل پیر
آدامس با طعم کروکودیل...

ما را در سایت آدامس با طعم کروکودیل دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: سه شنبه 18 مهر 1396 ساعت: 1:37

صفحه بندی