با تو

خرید بک لینک

اول صبحی غر میزنم. کسی نیست که بشنوه. مهمه؟! بیخیال. امروز هم نرفتم. سر جمع رفتن باشگاهم به سه جلسه نرسیده. تقریبا ده جلسه گذشته از روزی که ثبت نام کردم. سابقه نداشته. واقعا سابقه نداشته. اما صبح که چشام رو باز می کنم خوابی توش نیست. اما حوصله ی ادم ها رو نداشتن بسیار توشه. بسیار. از خانواده بگیر تا آدم هایی که توی باشگاه برات لبخند میفرستند و ازت اسم و تحصیلات و خب چه خبر؟! را u200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200d سوال می کنند. من اما در جوابشان تصنعی لبخند میزنم که متنفر از اینجور لبخند زدن ها و خودم را به سرعت ازشان دور می کنم و می روم روی تردمیل یا هر وسیله ی کوفتی دم دستی و دور تر از آنها.

چشم هامو دوباره می بندم. به زور و سفت. بی حوصلگی اشک میشه و از توشون میریزه بیرون. حالا صداش دراومده و میگه: بقیه شم نرو.

تو دلم میگم از خدامه اما بهش میگم امروز واقعا نمیتونستم. نمی تونستم.... برای اینکه از شنیدن هر حرف دیگه ای فرار کنم میرم تو آشپزخونه می گم چی درست کنم؟! هرچند سوال از این احمقانه تر وقتی بوی کرفس میاد؟!

درست حدس زدید. حوصله ی غذا درست کردن هم در من نیست. اما بهتر از شنیدن کلمات و جملات آدم هاست. وقتی داری غذا درست می کنی و هود رو زیاد کردی باهات هم حرف بزنند تو جز یه صدای مبهم چیزی نمی شنوی. دیگه کتاب نمی خوونم. مغزم تو اون زمان خودش مینویسه و همونجا هم دیلیتش میکنه. شیفت دیلیت.

نمیفهمم چی شد. اما شد.

بوی سبزی در اومده و داره میسوزه و من به این فکر می کنم امسال از تولدم متنفر ترینم نه بخاطر به دنیا اومدنم بخاطر اینکه نمیخوام چیزی بگذره. هیچ چیز. حمید میگه دیشب با کی حرف میزدی تو اتاقت؟!... سوزنم رو درمیارم میزنم تو ابر تفکراتم و بلند میشم میرم هود رو بزنم رو درجه زیاد.


برچسبها: هذیان
+ کروکودیل نوشت دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ 1:50 کروکودیل پیر
آدامس با طعم کروکودیل...

ما را در سایت آدامس با طعم کروکودیل دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:15

صفحه بندی