شماهایی که ادعا دارید

خرید بک لینک

کامنت را پیدا کردم و بهش نشان دادم و گفتم جمله ی آخر را بخوان. توی وضع افتضاح که هیچ کی نبود. هیچ کی که می گوییم یعنی هیچ کسی حتا نزدیک ترین ها و حتا آن هایی که ادعای بودنشان فلان خر را پاره کرده بود. و اگر هم بودند کیلو کیلو نمک بودند به روی زخمِ عمق دار. تو هم که نمی توانستی به دلایل خی لی احمقانه اما واضح و روشن از نزدیک باشی. نزدیک تر از کامنت گذاشتن و پشت مانیتور کامپیوتر بودن اما باز بودی. و برایم آن جمله ی دل گرم کننده ی لعنتی را از عمقِ وجودت نوشتی. (کسی که از عمق وجودش حرفی رو نزنه این همه دلگرم کننده نیست)

گفتم توی آن سوز سرمای بی صاحاب گرما بخش بود. شبیه یه آغوش طولانی و گرم و نرم و محبت وار.

انقدر دل گرم کننده بود که بعد این همه سال یهو بهش برخوردم و خواندمش، همان قدر دلگرم شدم....

پ.ن : یجوری نباشیم که طرف یادش نیاد آخرین و حتا اولین جمله ی دلگرم کننده ای که گفتیم کی بوده؟! یا آخرش هم به این نتیجه برسه که اصلا تا حالا چیزی شبیه به این را نگفته ایم.

ممنون!

آدامس با طعم کروکودیل...

ما را در سایت آدامس با طعم کروکودیل دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 12:07

صفحه بندی