
صدای دریا را نیازمندیم. و نسیم خنکی که از موجاش میدوئه میاد میخوره تو صورتمون....xa0همراه باxa0بوی سبزی و چمن و نقاشی کردن روی ماسه ها و تخیل کردن برای اینکه که اونجا که خط دریا معلومه قطعا یه دنیای دیگه ایه یا شایدم دنیا همونجا خاتمه پیدا می کنه. همراه با آتیش و مزه ی سیب زمینی و بلال که توی آب نمک خوابُنده شده.... برچسبها: هذیان, کرو+ کروکودیل نوشت xa0جمعه بیستم مرداد ۱۳۹۶xa023:8xa0xa0کروکودیل پیرxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
کامنت را پیدا کردمxa0 و بهش نشان دادم و گفتم جمله ی آخر را بخوان. توی وضع افتضاح که هیچ کی نبود. هیچ کی که می گوییم یعنی هیچ کسی حتا نزدیک ترین ها و حتا آن هایی که ادعای بودنشان فلان خر را پاره کرده بود. و اگر هم بودند کیلو کیلو نمک بودند به روی زخمِ عمق دار. تو هم که نمی توانستی به دلایل خی لی احمقانه اما واضح و روشن از نزدیک باشی. نزدیک تر از کامنت گذاشتن و پشت مانیتور کامپیوتر بودن اما باز بودی. و برایم آن جمله ی دل گرم کننده ی لعنتی را از عمقِ وجودت نوشتی. (کسی که از عمق وجودش حرفی رو نزنه ا...
ادامه مطلب